آنیلآنیل، تا این لحظه: 13 سال و 19 روز سن داره
آرادآراد، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 7 روز سن داره

آنیل ، دختر مهر و ماه من و آراد ، نفسم

20 ماهگی

1394/3/15 21:50
نویسنده : مامان مهر
248 بازدید
اشتراک گذاری

 

عطر زندگی من 20 ماهگیت  مبارک

خدایا هزاران بار شکر

 

 

دختر داشتن قشنگه..

 دختر داشتن یعنی رنگ زندگیت صورتی

 دختر داشتن یعنی کمدی پر از لباسای خوشرنگ

 دختر داشتن یعنی اتاقی پر از عروسکای ریز و درشت

دختر داشتن یعنی عروسکی که تند تند لباس عوض میکنه و میاد عکس یادگاری میگیره

 دختر داشتن یعنی پچ پچ های شبانه مادر ودختری کنار یه تخت کوچیک صورتی

 دختر داشتن یعنی یه کشو پر ازگل سرهای رنگی رنگی

 دختر داشتن یعنی لاک های رنگ و وارنگ

 خنده های از ته دل،موهای بلند،دامن های زیباو...

دختر داشتن یعنی بیشتر منتظر ماندن پدر برای اماده شدن دختر و مادر برای رفتن به مهمونی ( مخصوصا عروسی )

دختر یعنی بوی زنانه داشتن در کودکی یعنی بدونی دخترت می تواند مادری باشد مهربان پس تلاش می کنم مادر و همسری مهربان بسازم. امیدوارم

 در یک کلام دختر داشتن یعنی عشق 

 

 عزیز دلم ، خیلی شیطون شدی و یکی دایم باید ریخت و پاشارو پشت سرت جمع کنه. روزی چند بار کمد لباس و کابینت و کشو میز تلویزیون و اتاق خالی و جمع میشه. تازه گاهی وسایل رو جابجا می کنی. کنترل تلویزیون تو کابینت!!!!

اما عاشق کاراتم بااینکه گاهی حرص می خورم اما یه نگاه تو بسه واسه نشوندن لبخند رو لبم و دلم. از خدا سلامتی برات می خوام. وضع غذا خوردنت اصلا تعریفی نداره . قصه همیشگی ..... می ترسم وزنت کنم باز به هم بریزم. بارها به خودم گفتم مهم اینه که سالمی اما نمی تونم به نخوردنت بی تفاوت

باشم.  هر شب  بساط توپ بازی با بابا برقراره. به کتاب های شعر خیلی علامند شدی و کتابو میاری تا من و بابا برات بخونیم. دیگه شعر هاشو حفظ شدم. دیگه کمتر شیر مامان یادت میوفته البته می دونم چرا عزیزم.چشمک واسه همون خبر

خوب!!!!

با مامان افسر مامان بزرگ بابا حسابی اخت شدی و بوس می دی و دست می زنی .  پارک میریم کلی با ذوق بازی می کنی.

آجره ها رو مرتب و با نظم روی هم می چینی . با بازیهای فکری سرگرمی و کارا رو زود یاد می گیری. اما هنوز صحبت نمی

کنی. 

 قسمت شد 20 ماهگی شما در بندر انزلی باشیم. من و شما و بابا. اولین بار بود دریای شمال رو میدیدی. اولین دریا که دیدی دریاچه زیبای کودکی های من ارومیه بود که 4 ماهه

بودی و تو سرمای آذربایجان صلاح نبود پی عکاسی باشم!!!! دومی خلیج فارس بود که از ساحل دبی دیدی 6 ماهه بودی و بعدش از ساحل کیش وقتی 7 ماهه بودی.

اما اینبار انقد بزرگ شدی که کم کم بتونی از دریا لذت ببری.

اولش موج که به پات خورد ترسیدی و تکون نمی خوردی. البته شب بود. فرداش تو ساحل حسابی خوش گذروندی با موجها بازی می کردی. میومد با خنده در می رفتی. چقدر با تو دنیا قشنگه آنیل......

من و بابا حسابی از تماشای تو لذت می بردیم.  سفر خوش گذشت الا بخش غذای شما که اصلا راضی نبودیم. روز اول یه کم ماهی سفید خوردی و روز بهد کمیی مرغ. اما نه در حد انرزی که لازم داری.

فقط مامان هایی که مثل من کودک بد و کم غذا دارن می فهمن  چه حالی دارم!!    غمگینعصبانیدلشکستهشاکیگریه

با این همه همه چیز باتو زیباست دخترم.

سلامتی  و سعادت تو آرزوی قلبی من و بابا

 

 

                                  

   

 

پسندها (2)

نظرات (3)

مامان مبینا
16 خرداد 94 14:52
ماهگردت مباااااااااااااااااارک انیل جونم ب منم سر بزن عزیزم
♥ نیکتا ♥
16 خرداد 94 16:14
انیل جون 20 ماهگیتــــــــ مبارک
مامانی دخمل بلا
16 خرداد 94 16:55
سلام مامانی گل و نازنین آنیل خوشگلم ماشاالله خدا حفظش کنه .... خیلی ناز و شیرینه عزیزم ... انشاالله همیشه سالم و سلامت باشه و چشم بد ازش دور باشه ... راستی دوست خوب من , فاطمه جونی ما در جشنواره نی نی و طبیعت شرکت کرده , عکسش هم توی وبلاگ دخملیمون هست , اگه دوست داشتین به وبلاگ ما بیایید و از عکسش دیدن کنید و در صورت تمایل به فاطمه جونی ما رای بدید تا رایهای دریافتیش بیشتر بشه ... ممنون از لطف و محبتتون عزیزم ...